وبلاگicon
من و عشقم
دورم از تو ... اما با تو ... لحظه ها رو زنده هستم ...

به وبلاگ من و عشقم خوش آمدید www.1tara.blogfa.com 

تارا هر بار که اومدی اینجا کلیک کن عشقم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 9:9 AM  توسط عاشق تارا 

 

خدایا فقط خودت میدونی من و تارا

یعنی میشه روزای خوب دوباره تکرار بشن؟

نمیدونم چرا زندم

دیگه از همه چی سیر شدم

دلم میخواد با تارا باشم . برای همیشه

دیگه جونی ندارم که بنویسم

خدایا به من بد کردی

تارا دوستت دارم تا ابد حتی اگر دوستم نداشته باشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 2:52 PM  توسط عاشق تارا 

 

سلام عشقم

خوبی زندگی من

خودت میدونی فردا چه روزیه اما من نمیتونم اینجا توی وبلاگ چیزی بنویسم چون ممکنه مامان و بابات بازم بهت مشکوک بشن و من دلم نمیخواد این اتفاق بیافته میخوام روی درست تمرکز داشته باشی عشقم .

خودت میدونی چه حرفایی توی دلمه عاشقتم تارای من . دوستت دارم .

عاشق تو هستم همیشه و هر سال

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 10:47 PM  توسط عاشق تارا 

 

سلام عشقم

حالت خوبه زندگی من ؟

عشقم دیگه این روزا دلم برات خیلی خیلی تنگ شده ، نمیدونم چیکار باید بکنم نمیخوام فقط بشینم اینجا و توی وبلاگ مطلب بنویسم یا بهت ایمیل بزنم . تارا تورو خدا همه چیزو به مامانت بگو دیگه از این بدتر که نمیشه بهش بگو من حاضرم که باهاش رو در رو صحبت کنم با بابات هم همینطور . تارا به خدا دیگه خیلی سختمه عشقم . دیگه قلبم داره تیکه تیکه میشه . تورو خدا به دادم برس عشقم . شنبه کلاسای دانشگاه شروع میشه . این ترم ۱۹ واحد دارم و خیلی درسای سختی هستن . عشقم تورو خدا خوب درس بخون . شنیدم اکثر دوستتات از مدرست رفتن . تورو خدا توی انتخاب کردن دوستات دقت کن . خیلی هوشیار باش . با آدمای بد دوست نشو . با افراد خوب و خداشناس دوست شو عشقم .

خیلی دوستت دارم عشقم . گاهی وقتها فکر میکنم و چهره پدر و مادرت میاد جلوی چشمم نمیدونم اونا منو نفرین و لعنت میکنن که زندگیشونو خراب کردم یا به من اهمیتی نمیدن یا اصلا هیچ چیز مهم نیست . ولی وقتی میبینم اونا در مورد من چطور فکر میکنن باعث عذاب و سردردم میشه . تو از مامانت و بابات میترسی که بهشون بگی اگه موافقی به من یه جوری خبر بده تا خودم باهاشون صحبت کنم عشقم . میخواستم تا بیای دانشگاه صبر کنم اما این صبر دیگه داره منو میکشه و دو ساله که صبر کردم . میخوام دیگه بابات و مامانت منو بشناسن تا بدونن من چیزی برای مخفی کردن ندارم بیان خونمونو ببینن مامان و بابام رو ببینن و ببینن ما هم مثله اونا آدمای تحصیل کرده و محترمی هستیم . عشقم وقتی مامان و بابات رو میبینم و بیشتر مامانت احساس میکنم منو میشناسن و از من متنفر هستن . اگر میشد زمان ذرو به عقب برگردونم حتما اول با اونا صحبت میکردم و ازشون اجازه میگرفتم که با تو دوست باشم .

عشقم تو دیگه بزرگ شدی ، تو برای خودت خانوم محترمی شدی دیگه مثله دخترای دبیرستانی نیستی تو دیگه بزرگ شدی و عقلت کامل شده و خوب و بد رو تشخیص میدی . دیگه برای خودت قد کشیدی و جا افتاده شدی عشقم . دیگه دوم دبیرستان نیستی و دیگه بزرگ شدی عزیزم. خدا رو شکر عشقم . منم مثله گذشته و حتی بیشتر از گذشته کنارتم و دوستت دارم .یه روزی من به خانوادت ثابت میکنم که پسر خوبی هستم و یه روزی تو به خانواده من ثابت میکنی که دختر خوبی هستی عشقم . از خدا همینو میخوام که بزاره ما تا اون موقع هر روز پیش هم باشیم و همدیگرو ببینیم .

تارا جون من تارای خودمی تارای من برای من ماله منی عشقم دوستت دارم همونطور که همیشه داشتم و بیشتر و خیلی خیلی بیشتر . وقتی توی لباس مدرسه دیدمت دیدم که یه خانوم متشخص هستی و خیلی بهت میاد این لباس . با چشمای گریون از خدا میخوام وقتی اومدی دانشگاه و دیگه همش با همین مانتو و مقنعه بودی هنوزم ماله من باشی و بتونیم همدیگرو ببینیم و با هم حرف بزنیم . این به خدا تنها آرزوی منه که کنارت باشم تا ابد عشقم . عشقم وقتی رفتی دانشگاه و با این لباسی که بیشتر از تمام لباسات بهت میاد یاد حرف من بیفت که یه روزی تمام دخترای دانشگاه و تمام دوستی هایی که میتونستم داشته باشمو روشون خط کشیدم تا با تو باشم و عاشق تو باشم و عاشقم باشی . تورو خدا اون روز که میری دانشگاه یاد من باش و بدون قلب من همه جوره فقط برای تو میتپه عزیز من و بدون هیچ چشمداشتی عاشقت هستم و خوبی و صلاح تورو میخوام . عاشقتم تارای من تو همون تارای دوم دبیرستانی خوب منی عشقم هر چند سالتم که بشه و حتی اگر بری دانشگاه بازم همون دختری هستی که قلبمو توی دستاش گذاشتم و تنها حاضرم عاشق اون باشم چون واقعا دوستم داره . عاشقتم.

مامان و بابا و داداش عشقم از شما خالصانه تقاضا میکنم اجازه بدین من با عشقم صحبت کنم چون از دلتنگی دیگه دارم میمیرم خیلی خیلی خیلی وقته که نشده با عشقم حرف بزنم .هر شب با گریه تا صبح رو سر میکنم . دیگه چشمام همیشه خیسن . تورو خدا ازتون خواهش میکنم و التماس میکنم که اجازه بدین با عشقم حرف بزنم . تورو خدا خواهش میکنم قول میدم حرفای خوب بزنیم قسم میخورم بی ادبی نکنم . دلم خیلی تنگ شده خدایا کمکم کن .

تارا خیلی دوستت دارم عشقم . دلم واقعا برات تنگ شده . دلم میخواد یکی از همین روزا باهات صحبت کنم . دیگه طاقت ندارم عشقم . دوستت دارم و عاشقتم تا همیشه و تا ابد برای تو میمونم و همیشه بهت وفادارم . عاشقتم تارام.

مامان و بابای عشقم شما رو به اشکایی که همش دارم میریزم قسم میدم که بزارین با عشقم صحبت کنم .

دیگه جونی برام نمونده خیلی دلتنگم . خیلی ... به من اجازه بدین لطفا ... لطفا ...

خدایا من اول از تو میخوام بعدش از خانواده تارا که بزاری باهم حرف بزنیم .

ممنونم خدای من که همیشه کنارم بودی و هر وقت هرچی ازت خواستم اجابت کردی . خدایا شکرت.

عشقم من دیگه میرم ، تو هم دعا کن عزیز من . دوستت دارم خیلی خیلی دوستت دارم تارام

مواظب خودت باش زندگی من

دلم برات خیلی تنگ شده عشقم

عاشقتم

بیادتم

خداحافظ عشقم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 2:48 PM  توسط عاشق تارا  | 

 

سلام عشقم

حالت خوبه عزیزم؟خوبی زندگی من؟ دعا میکنم که هم تو و هم مامانت و هم بابات و هم برادرت خوب باشید عشقم . از صمیم قلبم و صادقانه دعا میکنم . عشقم من با خدا خیلی حرف میزنم، هر شب باهاش حرف میزنم . نمازامم میخونم برای همین خدا توی این تنهایی ها همیشه صدای منو میشنوه و همیشه بهش میگم خدایا تو میدونی من قلبم چقدر بی تابی میکنه که با تارا حرف بزنه پس اجازه بده . و از صمیم قلبم و بدون اینکه نا امید بشم آرزو میکنم همدیگرو بیشتر ببینیم و با هم حرف بزنیم . و از خدا میخوام که تو و خانوادت زندگی شاد و سلامتی داشته باشید عزیزم. هر چند که خدا اینقدر خانواده شما رو دوست داره که نیازی به دعای من نیست و خدا هوای شما رو داره چون تو و خانوادت افراد پاک و صادقی هستید .

 

عشقم توی آخرین پست قبل از پست ویژه بازگشایی مدارس و دانشگاه میخوام مسائل اخیر رو تعریف کنم . پس بهم گوش بده و یاد اون روزایی بیفت که برات چیپس خریدم و آدامس ، آدامس خریدم چون همیشه آدامس میخوری و دوست داری . تو هم بهم لواشک و آدامس پرتقالی دادی عشقم .ممنونم عشقم. خیلی دوستت دارم .

 

عشقم تا چند وقت دیگه مدرسه ها شروع میشن تو نباید به چیزهای حاشیه ای فکر کنی باید درس رو تبدیل به بزرگترین و بیشترین فعالیتت بکنی . باید خوب درس بخونی باید تمام تلاشتو بکنی راهی جز موفقیت نداری و باید قبول شی .دانشگاه افراد خاص خودشو میطلبه و تو پتانسیل رفتن به دانشگاه رو داری و من این انگیزه و اشتیاق رو توی وجودت میبینم . باید تلاش کنی تا این انگیزه و استعداد شکوفا بشه و بتونی توی دانشگاه شهر خودمون قبول بشی . راهنمایی های بیشتر و پیشرفته تری برات در نظر دارم و چشماتو خوب به شرایط باز میکنم و همه مراحل رو بهت میگم .افرادی که میتونن به تو کمک کنن رو بهت معرفی میکنم . تو هم باید خوب درس بخونی عشقم . تارا به عشق و دوست داشتن و ... فکر نکن فقط وفقط هدف و انگیزت رو بزار برای قبولی توی دانشگاه . تو امسال توی دو جبهه فعالیت میکنی و این مسلما یه جنگه بزرگه که باید با چنگ و دندون خودتو بالا بکشی و پیروز بشی . جبهه اول و مهم ترین اونها قبولی توی دانشگاه است و جبهه دوم قبولی توی پیش دانشگاهی یا همون سال چهارم چون اکثرا بچه ها اشتباه میکنن و همش کنکوری کار میکنن و این باعث میشه درسای خود پیش دانشگاهی رو بد بفهمن و این مشکل اغلب از سمت خانواده بوجود میاد با رفتن به کلاسهای کنکور . عشقم تو اگر خواستی بری کلاس کنکور دست نگه دار . همون پول رو بده یه معلم ریاضی و معلمای فیزیک و زیست و شیمی و بقیه درسای مهم تا باهات همون درسای دبیرستان و پیش دانشگاهی رو از اول کار کنن .چون اگر مفاهیم رو یاد بگیری مطمئن باش میتونی توی کنکور رتبه عالی بدست بیاری . عشقم حتما حتما همین اول سال توی آزمون ها گاج شرکت کن . این باعث میشه چشمات بازتر بشن . ثبت نامش توی همین مهر ماهه یادت نره و عجله کن و ثبت نام کن این نکته کلیدی است .باید تمرین تست کنی عشقم .گاج بعد از هر آزمون بلافاصله همون شب کلاس افزایش اعتماد بنفس و تکنیکهای برتری توی کنکور داره که توی اون کلاسا هم شرکت کن عشقم . منم سی دی ها و دی وی دی های آموزشی و تست زنی و کتابهای مفید بهت میدم تا بتونی با خیال راحت سره جلسه حاضر بشی عزیزم.

 

خوب بعد مفصل در این مورد باهات حرف میزنم عشقم . حالا برین سراغ اتفاقات اخیر . عشقم وقتی به چشمای مامانت نگاه میکنم متوجه میشم که او انگار همه چیز رو با نگاه مادرانش درک میکنه و از همه اتفاقات خبر داره.عشقم دلم نمیخواست موضوع ما مخفی میبود اما همه چیز اینقدر سریع اتفاق افتاد که مهلت انتخاب نداشتم . تو موبایل نداری و این کارو برای ما سخت میکنه چون همیشه کلی حرف نزده داریم همیشه کلی دلتنگی داریم همیشه باید دنباله یه معجزه باشیم . اما عشقم من از اون پسرا نیستم که دنباله موبایل دار بودن تو باشم دنباله اینم که تو پاک بمونی و پاک باشی . اگر موبایل نداری برای من هم خیلی سخته که این موضوع رو تحمل کنم و بهم فشار میاره اما بخاطره اینکه میبینم خانوادت توی فکرت هستن و دنباله تربیت دختری پاکن خوشحال میشم . چون میفهمم تو به مسیر خوبی هدایت میشی . منم پسر بدی نیستم و با هم زندگی پاک و خوبی رو تشکیل میدیم. عشقم خیلی دوستت دارم و همیشه هم دوستت خواهم داشت عزیزم تو زندگی منی . تو رازدار منی و بهت اعتماد کردم عشقم و دوستت دارم عزیزم.

 

عشقم امشب که اومدم فقط دوبار نگاهم کردی خیال کردم از دستم ناراحتی اما چون بهم زنگ زدی و چون احتمال میدم بخاطر این نگاهم نکردی که کسی شک نکنه آرامش پیدا میکنم بعلاوه دوبار نگاه کردی عشقم . خیلی دوستت دارم . کلی راه میام تا فقط تورو یه لحظه ببینم ، متاسفم که خیلی ها حس منو درک نمیکنن و نمیزارن پیش هم باشیم . میخوان جلوی اینو بگیرن اما من تورو دوست دارم و تو منو دوست داری و همیشه با هم میمونیم عشقم .

با مامانت و خانوادت قهر نکن عشقم . دختر خوبی باش تا وقتی اومدم خواستگاریت به تویی که شناخت کاملی از من داری اعتماد کنن و حرفتو قبول کنن عشقم .

امروز رفتم دانشگاه دخترا و پسرا اومده بودن برای ثبت نام با خودم گفتم سال آینده تارا رو هم اینجا میبینم عشقم .کمکت میکنم که قبول شی عشقم .

تارا سدهایی که بین من و تو ایجاد شده یکی و دوتا و صدتا نبوده و نیست همواره با همدلی و یکدلی و تحمل و صبر این سدها رو شکوندیم. باز هم سدهای جلوی ما قرار خواهد گرفت که ما میتونیم با قدرت هم اونا رو از بین ببریم.

عشقم مامانتو دوست دارم مثله مامان خودم و همیشه احساس میکنم اونم مادر من هست . عشقم ازش بخواه من باهاش حرف بزنم نمیخوام فرد مجهول الهویه ای باقی بمونم دلم میخواد بدونه من کی هستم تا منو بشناسه و در مورد من تحقیق کنه شاید دید من آدم خوبیم و گذاشت با هم باشیم . من دست همه رو برای تحقیق در مورد خودم باز گذاشتم چون توی کل زندگیم جز تو با هیچ دختره دیگه ای حرف عاشقانه و مکالمه طولانی نداشتم .

دوستت دارم عشقم . امشب ترس رو توی چشمات دیدم. از چیزی نترس فقط از خدا بترس عشقم. دوستت دارم عزیزم . مواظب خودت باش

 

دلم برات خیلی تنگ میشه عشقم

دوستت دارم

عاشقتم

مواظب خودت باش

بیادتم

من فعلا میرم اما زود برمیگردم

خداحافظ عشقم - عاشقتم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 11:18 PM  توسط عاشق تارا  | 

 


 

 

HOME | RSS | Archive  | Contacts US | Search

All Rights Reserved 2008-2011 © by 1tara.blogfa.com

Design This Web By Parandeye 3pa ™ @ Ver:3.08 POWERED BY BLOGFA.COM